
پارت چهل و سوم از کتاب سه شنبه ها با موریهفتمین سه شنبه موضوع بحث: ترس از پیریگوش کن! باید متوجه این نکته باشی. همه جوان ها باید متوجه این نکته باشند. اگر همیشه در حال جنگ و دعوا با مقوله ی پیری باشید، همیشه هم غمگین و ناراضی خواهید خواهید بود، چون در هر صورت پیری از راه خواهد رسید. و میچ؟» صدایش را پایین تر آورد. « واقعیت این است که بلاخره خواهی مرد.» سرم را به نشانه فهم مطلب تکان دادم. « اهمیتی ندارد که به خودت چه می گویی.» « می دانم.» گفت: « بلاخره خواهی مرد، اما امیدوارم سال های زیادی زندگی کنی.» موری آرام و آسوده چشم بر هم گذاشت. «میچ، داری به چی فکر می کنی؟» پیش از پاسخ دادن مکث کردم؛ بعد گفتم:« همه ی اینها درست، اما در شگفتم چگونه به افراد جوان و سالم حسادت نمی کنی؟» « او...
ادامه مطلب
با همه خوب بودنها باید برای اخرتمان توشه برداریم دست خالی زیر خاک نرویم./...
ادامه مطلب
شبهای قدر عجب عظمتی دارند، خیلی حیف که از درک آنها غافلیم.خدایا پرده گناه را از جلوی چشمانمان بردارخدایا غفلت را از ما دور کن.خدایا من به نماز صبح محتاجم.من به شبهای قدر محتاجم.خدایا من را یاری کن....
ادامه مطلب
با کسی که در حقش محبت می کنید و بعد میگه ازت بدم میاد چه رفتاری می کنید؟...
ادامه مطلب
امروز تولدمه....تولدم مبارک... خدایا امروز تازه به دنیا امدم...گناهانم را ببخش...و از امروز قلبی ارام وقشنگ و شاد بهم بده......
ادامه مطلب
خدایا توبه... خدایا من فقط تو رو دارم... از گناهام درگذر... توبه...
ادامه مطلب
آقای محترم چی جالبه برایت؟ خوب مگه نمیشه ادم با دختر عمه اش قهر کنه؟ اونم دختر عمه ای که خونتو تو کاسه میکنه.. ...
ادامه مطلب
یک نفر هست حسابی داره دلم را میشکنه هرچی هم در حقش محبت میکنم بدتر میشه..واقعا دیگه نمیدونم چکارکنم؟...
ادامه مطلب
میتوان با یک گلیم کهنه همروز را شب کرد و شب را روز کردمیتوان با هیچ ساختمیتوان صد بار هممهربانی راخدا راعشق رابا لبی خندان تر از یک شاخه گل تفسیر کردمیتوان بیرنگ بودهمچو آب چشمه ای پاک و زلالمیتوان در فکر باغ و دشت بودعاشق گلگشت بودمیتوان این جمله را در دفتر فردا نوشت :"خوبی از هر چیز دیگر بهتر است"...
ادامه مطلب